راستی من هنوز خودمو معرفی نکرده‌ام. من نرگس هستم, یک دانشجوی پی اچ دی توی کانادا. ممممم دیگه چی باید بگم؟ فکر کنم بهتره هر موقع بقیه‌اش یادم اومد کم کم بگم.

اما امروز. همین الان از پیش استادم اومدم. میتینگ داشتم باهاشون. هر موقع از پیش استاد برمی‌گردم, کلی انگیزه و انرژی دارم. انگار میخوام همه کارهای عقب افتادم, همه پروژه‌ها, تکلیفها, … رو همون شب انجام بدم. انگار همه چی به نظرم آسون میشه. اما…. اما حیف که این حس یک ساعت بیشتر طول نمی‌کشه. بعدش دوباره میشم همون دختر بد که می‌خواد برگرده ایران, که تکلیفاش سخته, زندگی تنهایی براش سخته, خلاصه همه چی سخته دیگه L

استادم گفت که اینجا بخاطر کمبود نور آفتاب خطر افسردگی زیاده و باید حواستو جمع کنی, گفت با انجمن ایرانیها بیشتر در ارتباط باش, هفته‌ای حداقل یک روز رو تفریح کن. بعدشم کلی در مورد زمان دانشجویی خودش برام حرف زد. خلاصه میتینگ امروز تفریحی شد برای خودش :D

راستی یه چیز جالب, اون یک ساعت طلایی که گفتم تموم شد ;)

بچه‌ها من کلی ذوق دارم که نطراتتون رو در مورد شعرهای مامانم بدونم. میخوام این دفعه که زنگ میزنم, بهشون بگم که دوستام شعراشونو خوندن و نظر دادن.

خوب و خوش باشین :)

 

 

~ توسط dearjavaher در نوامبر 23, 2009.

3 پاسخ to “”

  1. سلام. کدوم شهر هستی نرگس جان؟

  2. سلام نرگس جان. از کجا حدس زدی میخوایم بریم ونکوور؟!!!!!! هنوز تصمیم نگرفتیم و ادمونتون هم تو گزینه هامونه. منم ادت کردم عزیزم. موفق و شاد باشی.

  3. سلام. حس ششمه دیگه ;) نه بابا وبلاگتو خوندم. ایشالا که هر جا میرین خوب و خوش باشین. راستی اگه من کمکی از دستم بربیاد تعارف نکن خانمی. بخاطر لینک هم ممنون :)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.